دین و آسانی؟! Religion and ease?!

در تحف العقول آمده پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:

سیکون بعدی أقوام لا یستقیم لهم الملک إلا بالقتل و التجبر و لا یستقیم لهم الغنى إلا بالبخل و لا تستقیم لهم المحبة فی الناس إلا باتباع الهوى و التیسیر فی الدین ألا فمن أدرک.

بعد از من قومی می‌آیند که ملکشان قوام پیدا نمی‌کند مگر به قتل و ظلم، غنی نمی‌شوند مگر به بخل

اگر دنیا را نگاه بکنید دنیا سرشار از این اقوام است که پیامبر اعلام کردند. حکومت‌های غربی را می‌بینید.دائم زورگویی می‌کنند. می‌گویند این انرژی را که ما داریم شما نباید داشته باشید اگر داشته باشید شما را می‌کشیم. این تکفیری‌ها را می‌فرستند آنجا که سر ببرند تا منافع این ها تامین شود. دموکراسی غرب با تکیه بر خون‌های ریخته شده مظلومان دنیا صد سال است که سرپاست. در ادامه روایت می‌فرماید: شما خواهید دید این‌ها وقتی می‌خواهند بین مردم محبت پیدا کنند از هوای نفس مردم تبعیت می‌کنند. مثلا یک مسئولی که بیاید برای کسب محبوبیت تبعیت کند از اهوای مردم، از قلیان کشیدن صحبت ‌کند.

راه دیگر کسب محبوبیت برای آن‌ها، از راه تیسیر در دین است. دین را آسان جلوه می‌دهند تا محبوب شوند.

شما هم می‌خواهید من اینگونه باشم!

In toha-al-oghool it is mentioned that prophet (PBOH) states:” After me a group shall come whom their government will not be consolidated without murder and tyranny, they will not get rich without being penurious“. If you look at the world, you will see it filled with this type of groups, which the prophet announced. You see the western governments bullying around saying this energy that we have, you should not have, if you do we’ll kill you. They send the Takfiris to slaughter people in order for their interests to be secured. Western democracy by shedding the bloods of the oppressed around the world is on its feet for a decade. The prophet then continues:”…they will not earn the affection of people without following their Hawa and facilitating their religion.” It means that they gain popularity among people by displaying a simple face for religion.

 Mosque of Imam Sadiq University- Tehran- Iran

***

توجه به امتحان یک آثار روحی داشت که شب‌های گذشته ذکر کردیم اما آثار فکریش چیست؟

این است که الکی فضای تربیت دینی را ضعیف قلمداد نمی کند فضای سیاسی را ضعیف تلقی نمی کند. الکی فضای تبلیغ دین را ضعیف تلقی نمی‌کند.دوستان من آن طور که غربی‌ها با تبلغات می‌توانند انسان‌ها را مسخ کنند و جذب کنند. در دستگاه اسلام اگر خیلی هم تبلیغاتشان خوب باشد و هنر هم داشته باشند. نمی‌توانند مردم را به نفع خدا مسخ کنند. چون اصلا مسخ کردن در اسلام قبول نیست.می‌شود حقیقت را خداوند طوری نشان بدهد که همه مات و مبهوت بمانند. اما این کار را نمی‌کند.ما تبلیغات دینی که شما را تسخیر بکند قبول نداریم.

من به تریبت دینی که امروز هست اعتراض دارم. چرا در این تریبت وجه رحمانی دین دارد  گفته می‌شود ولی وجه خوف پنهان می‌شود. نظام تربیتی درست آنی نیست که تمام محصولاتش درست بیایند بیرون. خط تولید ماشین که نیست. دستگاه تربیت درست دستگاهی است که هم مالک اشتر درست کند هم شمر ذی الجوشن

پس اثر فکری توجه به امتحان این باشد که کمی از قضاوت‌های سطحی خودداری کنیم و به خود اجازه ندهیم که عوامانه صحبت کنیم.کسی می‌آید.می‌گوید نتیجه آن کشتار هایی که امیرالمونین انجام داد در کربلا خودش را نشان داد! چرا تحلیل عوامانه می‌کنی. قلم دست عوام بیافتد همین می‌شود دیگر.

Considering the examination had spiritual effects that were previously mentioned. So, what are its intellectual effects?

It is that you will not anymore consider the educational, promotional and political environment of religion, weak. My friends in true Islam even if the propaganda were very good and skilful, they cannot mesmerize people towards Allah, how he western propaganda does towards itself. Because mesmerizing is not acceptable in Islam at all. If it was acceptable, Allah could have revealed for us the realities in a way that would bedazzled every one. But does not do this. We do not accept religious promotions that mesmerize you.

I have objections to today religious educations, because only the Clement aspect of religion is being mentioned and the fear aspect is being hidden. all the products of an education system are not perfect, it’s not a automobile production line! A good education system is a system that has both Malik ashtar and Shimr as its outputs.

So the intellectual effect of considering the examination shall be stopping our superficial judgments and common statements. A common statement is like saying the killings of Amirolmomenin showed itself as revenge in Karbala!

 

***

دیروز گفتیم که هدف امتحان این است که صحنه‌ای را بسازد که بتوانی انتخاب بکنی و با انتخاب کردن ارزش پیدا کنی. ولی فایده امتحان فقط این نیست. وجه دیگری هم دارد:

خدا با امتحان صحنه‌ای را برای شما پیش می‌آورد تا خوبی‌ها و ما فی الضمیرت بیرون بریزد!

خداوند از امتحان دو منظور دارد. اول اینکه برای کسی که خوب است فرصتی را ایجاد می‌کند که این خوبی‌ها بروز کند. تجلی کند. از طرف دیگر برای آدم‎‌های بد هم فرصت می‌دهد تا آن چه دارند بروز دهند.

دفاع مقدس کاری کرد که نوری که در وجود خیلی‌ها بود تجلی کرد در سختی‌هاست که تجلی‌های خوب از آدم‌های خوب ظاهر شود. خوب چه لزومی دارد که ظاهر شود؟ چون اگر ظاهر شود رشد پیدا می‌کند و تقویت می‌شود. اگر نیت‌های خوبی داشته باشی خدا امتحانت می‌کند تا این نیت‌ها بروز پیدا کند.

خداوند به سِر بنده خود نگاه می‌کند. سِر با باطن فرق می‌کند. سِر قسمتی از دورن ماست که خودمان هم خبر نداریم! باطن جایی است که خودمان می‌بینیم. خداوند می‌فرماید من به سر بنده مومنم نگاه می‌کنم هر چه باشد لباس می‌کنم و تنش می‌کنم.

امتحان محل بیرون ریختن ما فی الضمیر استو چه می‌دانی که چه پنهان کرده‌ای.

The objective of this examination is one to provide you with a context to choose so you earn value by choosing and the second aspect is to outpour what is in your conscience. It is in hard times that valuable deeds occur from good people. Anyway, why should they outpour? So you develop and strengthen. If you have good intentions Allah tests you so they appear as good actions.

Allah looks at your “Serr” or your secret inside which is different from your sole. The secret is part of us that we even do not know but the sole we are aware of . Allah says that I look at the secret of my believer and shall wear him whatever it is. Exams is a mean of outpouring whatever is your secret and what do you know of what you have hidden within.

آیت الله بهجت سخنی گفته‌اند که من وحشت می‌کنم که جدی بگیرمش. ان شاءالله برای موعظه ما گفته‌اند.

ایشان می‌فرمایند: «ما همه مان شمر بالقوه‌ایم». چه دلیلی دارد که سر درون من چنین پستی‌ای را نداشته باشد!؟ موقع امتحان بیرون می‌آید. آقا اصلا امتحان برای انتخاب تو نیست تو انتخابت را کرده‌ای امتحان می کنم تا رو بیائی. بیرون بریزی. اگر خوبی رو بیائی رشد کنی، اگر بدی رو بیائی مایه عبرت دیگران بشوی.

Ayatollah Bahjat has mentioned something which I fear take it seriously. Hopefully he has been preaching us. He states: “we are all potential Shimrs” . Why shouldn’t the secret inside me not be such sordid?! In exam time it shows itself. Frankly speaking, examination is not for you to select. You have selected already it’s for you to reveal yourself, to outpour. If you are good by revealing yourself you shall develop and if you’re bad by revealing yourself you shall be the gazing stock for others.

می‌دانید که دارم چه می‌کنمپشت صحنه کار را بگویم من اعتمادت را به همه اتفاقاتی که بیرون خودت بود از بین بردم. آقا این موفقیت مال من بود؟ نه آقا برنامه ریزی بکنم به نتیجه می رسم؟ معلوم نیست و … با این سخن آخر اعتماد شما به خودتان را هم از بین بردم.

آقا اعتماد ما را به خودمان هم از بین می‌بری چه کنیم؟ برو درِ خانه خدا بگو «الهی من لی غیرک». خدایا من هیچی ندارم، به هیچ چیز نمی توانم اعتماد کنم و تکیه کنم الا به تو. اما شما نه! می‌گویی من فرصت دارم امکانات دارم عقل دارم برنامه‌ریزی می‌کنم آن وقت اگر نشد یک یا خدا هم می‌گویم. به چی می‌خواهی اعتماد کنی؟ آقا امیدت را به همه جا بریدم که به خدا برسی. آن آقا که در خانه کعبه به دنیا آمده پیامبر به می‌گوید علی جان تو قسیم نار و الجنه هستی تو میزانی. او به هیچ چیز اعتماد ندارد. ما به چه می خواهیم اعتماد کنیم.

Do you know what I am doing? I’ll tell you what happens behind the scenes. I am destroying the trust you had to all the events happening around you: Was this success because of me? No; Will I succeed if I plan? Not sure…. I am destroying the trust you had in yourself.

[you may ask] Why are you doing this? So you face to Allah and say “Oh my lord and creator, who do I have other than you!”, Oh Allah I have nothing, I can trust or rely on nothing other than you. But you think that you have the opportunity, the tools the knowledge and you can plan then if it didn’t work I will call Allah. Whom do you want to trust? I have cut your hope from everything to you reach Allah. When the man born in kabba and named the divider of hell and heaven and the standard does not trust anything, what do we want to trust in?

خدا می داند که ابراهیمعلیه السلام قربانی را انتخاب می‌کند اما خدا می فرماید که می خواهم نشانت بدهم به اهل عالم عزیزِ من. خدا می داند که حسینعلیه السلام سر دو راهی نمی‌ماند.خدا می فرماید می خواهم نشانت دهم به اهل عالم بیشتر از آن که ابراهیم را نشان دادم.

Allah knows that prophet Ibrahim will choose to sacrifice but Allah says I want to show you to the world my dear. Allah knows that Husain will not doubt in his path. Allah decides to show him to the world even more than Ibrahim.

بگذارید داستانی برایتان بگویم تا مزه اعتماد به خدا را ببینی!

حکم حرمت شراب آمده بود ولی جوانی بالای سرش خمره شراب گرفته بود می‌آمد.

به پیامبر برخورد کرد حضرت فرمود:  به به چه جوانی داری برای کار می روی آفرین

گفت خدایا آبرویم را نبری‌ها

رسول خدا فرمود چه داری؟ گفت: عسل

پیامبر گفت ببینم عسلت را

آقا این دیگر مرد گفت هیچی نداشت جز خدا خدا دوست ندارم پیش پیامبر ضایع بشم!

پیامبر در خمره را باز کرد پر از عسل بود.

افتاد زمین می گفت خدایا ممنون خدایا شکرت

خدایا خمره شراب روی سر ما را به عسل تبدیل کن خدایا .ما جلوی حسین ضایع نشیم!

خدا در کربلا خواست حسینش را به عالم نشان بدهد…

Let me tell you a story so you taste trust in Allah!

The versus prohibiting wine had been revealed but a youth was coming, carrying a barrel of wine on his head. He came across the prophet.  The prophet praised him for going to work. The youth said in himself “oh Allah don’t ruin my reputation!” prophet asked what do you have in the barrel? He said Honey. The prophet said let’s see your honey. The young man at that moment had no one than Allah and said to Allah I don’t want to lose my face in front of the prophet. The prophet opened the barrel and found it filled with honey. The young man fell down thanking Allah.

Oh Allah, change the barrel of wine we are carrying on our heads to honey so we don’t lose our face in front of Hussein.

Allah wanted to show the world his Husain….

/ 1 نظر / 31 بازدید